حميد احمدى

266

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

كلار دولت علوى را بنيان نهاد . اين دولت با فراز و فرودهاى بسيارى مواجه شد ، تا اينكه در سال 301 هجرى يكى از عالمان شيعه به نام حسن بن على اطروش ( ناصر كبير ) از فرزندان امام زين‌العابدين عليه السلام در طبرستان قيام كرد و با شكست كارگزار دولت سامانيان بر آنجا چيره شد . وى كه صاحب رسايلى در فقه و تاريخ است ، سال‌ها بر طبرستان ، چالوس و كلار حكم راند . علويان در طبرستان به دليل برخورد عادلانه و كريمانه با مردم ، پايگاه مستحكمى يافتند ؛ چنان‌كه ابن‌خلدون دربارهء اطروش مىنويسد : « اطروش شخصى عادل و نيكو روش بود ؛ به طورى كه در زمان او نظيرش وجود نداشت » . « 1 » مورخان روسى نيز نوشته‌اند : « منابع ما مىگويند در طبرستان و گيلان ، حاكم عادلى چون حسن اطروش نديده بودند . » در اينكه مذهب علويان طبرستان زيدى يا امامى بوده ، ديدگاه‌هاى متفاوتى وجود دارد : برخى قراين تاريخى ، امامى بودن آنها را تقويت مىكند ؛ از جمله انتساب كتاب انساب الائمة و مواليدهم عليهم‌السلام الى صاحب‌الامر به اطروش است . شيخ‌بهايى نقل كرده است كه علماى گذشته معتقد بودند ناصرالحق - چنان‌كه از تأليفاتش برمىآيد - تابع فكر امام جعفر صادق عليه السلام بوده است ، اما براى جذب افراد مذاهب مختلف ، برخى از مسائل فقهى را به گونه‌اى خاص مطرح كرده است . « 2 » 4 . دولت آل‌بويه اين دولت سلسله‌اى ايرانى و شيعى مذهب بودند كه از سال 322 - 488 هجرى بر قسمت‌هايى از ايران ، عراق ، و قسمتى از شام فرمان راندند . سرسلسله اين فرمانروايان ، عمادالدين على بن بويه ، معزالدين احمد بن بويه و ركن‌الدين حسن بن بويه هستند كه هر سه از فرزندان بويه‌اند . « 3 » قدرت آل‌بويه تا بدانجا رسيد كه خلفاى عباسى تنها يك مقام تشريفاتى بودند و همه امور حكومت در اختيار آنان قرار گرفت . گرچه دولت‌هاى شيعى در ترويج تشيع كوشيدند و يا دست‌كم زمينه‌اى را براى ترويج انديشه‌هاى شيعى فراهم آوردند ، هيچ‌يك مانند دولت آل‌بويه بدين مهم توفيق نيافتند . شيعه سال‌ها پيش از حاكميت يافتن آل‌بويه از نظر علمى و فرهنگى قوام لازم را يافته بود ، اما فشار حكومت عباسيان مانع از علنى شدن و انجام فعاليت گسترده علمى ، فرهنگى و تبليغى بود ؛ تا

--> ( 1 ) . ابن‌خلدون ، العبر و ديوان المبتدأ و الخبر ( تاريخ ابن‌خلدون ) ، ج 3 ، ص 367 . ( 2 ) . بنگريد به : ميرزا عبدالله افندى ، رياض العلما ، تحقيق سيد احمد حسينى ، ص 276 . ( 3 ) . على بن محمد ( ابن‌اثير ) ، الكامل فى التاريخ ، ج 8 ، ص 264 .